زن جوان، ۴۰ روز در اسارت ۲ برادر شرور
برادر شرور كه زن جوانی را اغفال كرده و پس از ربودن، او را ۴۰ روز در خانهای در یكی از محلههای تهران زندانی كرده بودند، دستگیر شدند و زن جوان نجات یافت.
صفر خاكی، دادیار شعبه سوم دادسرای جنایی تهران درباره دستگیری متهمان گفت: عصر روز ۱۴ آبان امسال مردی با مراجعه به دادسرا عنوان كرد: ۱۰ روز قبل همسر ۲۵سالهام برای خرید از خانه خارج و ناپدید شده و از آن روز به بعد، تلفن همراه او خاموش است.
پس از دادخواست این مرد و تشكیل پرونده قضایی در این خصوص در اداره یازدهم آگاهی تهران، جستجو برای یافتن زن گمشده آغاز شد تا اینكه معلوم شد ۳ روز قبل از گم شدن زن جوان، مردی با تلفن همراه او مكالمههای متعددی داشته است.
دادیار خاكی اضافه كرد: این مرد تحت تعقیب قرار گرفت و مشخص شد او در شهرستان قوچان زندگی میكند.
تیم تحقیق با نیابت قضایی به این شهرستان اعزام شدند و مرد جوان را دستگیر كردند و به بازجویی از او پرداختند كه وی عنوان كرد؛ هنگام سفر به تهران، گوشی تلفن همراه را با پرداخت ۳۰ هزار تومان از مردی به نام مجید خریداری كرده است.
با ثبت اظهارات این مرد، فروشنده تلفن همراه تحت تعقیب قرار گرفت و شنبه گذشته در یكی از محلههای تهران شناسایی و دستگیر شد و با انتقال به اداره یازدهم آگاهی تهران مورد بازجویی قرار گرفت، او اظهارات متناقضی مطرح كرد تا اینكه روز گذشته محل اختفای همسر شاكی را فاش كرد.
● اعتراف مرد شرور
مجید متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: ۲ ماه قبل وقتی به یكی از پاركهای تهران رفته بودم، با زن جوانی آشنا شدم.
در جریان این آشنایی پی بردم او با شوهرش دچار اختلافهایی است، بنابراین از او خواستم از شوهرش جدا شود تا با هم ازدواج كنیم و او پذیرفت و از خانه شوهرش فرار كرد و نزد من و برادرم آمد و حالا ۴۰ روز است كه در خانه ما زندگی میكند و مهمان ماست.
با ثبت اظهارات این مرد، ماموران به مخفیگاه وی در یكی از محلههای جنوبی شهر اعزام شدند و زن جوان را در حالی كه در یكی از اتاقهای خانه زندانی بود، نجات دادند و نگهبان او را كه برادر متهم بود، دستگیر كردند.
با انتقال متهمان به مركز پلیس، آنها مورد تحقیق قرار گرفتند كه مرد متهم، ربودن زن جوان را انكار و گفتههای برادرش را تكرار كرد.
به دنبال انكار این متهم، زن جوان مورد بازجویی قرار گرفت و به پلیس گفت: ۲ ماه قبل وقتی برای تفریح به فرحزاد رفته بودم، با مجید متهم آشنا شدم و چند روز پیش از حادثه یك بار دیگر او را ملاقات كردم.
روز حادثه وقتی به یكی از پاركهای تهران رفته بودم، متوجه شدم مجید و برادرش در آن محل هستند، در حال صحبت با آنها بودم كه از من خواستند برای خوردن ناهار مهمان آنها باشم كه فریب حرفهای آنها را خوردم و با آنها همراه شدم.
این دو برادر پس از طی مسافتی، با تغییر مسیر خود، مرا ربودند و به خانهای انتقال دادند و ۴۰ روز در یكی از اتاقهای آن زندانیام كردند، التماسهایم هم بیفایده بود و نتوانستم از این محل فرار كنم تا بالاخره با مراجعه ماموران به خانه آنها، نجات یافتم.
۲ برادر شرور با قرار قانونی از سوی دادیار شعبه سوم دادسرای جنایی تهران روانه بازداشتگاه پلیس شدند تا تحقیقات تكمیلی از آنها صورت گیرد و ابعاد مختلف پرونده مشخص شود.